شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

144

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

عرضه مىدارد : « خدايا ، من امر به معروف را دوست دارم و منكر را انكار مىكنم و با آن به نبرد برمىخيزم » . و باز در وصيت پرمغز و دلنشينى كه براى برادر ارجمندش محمد حنفيه مىنگارد ، مىنويسد : « من از مدينه خارج مىشوم به منظور اصلاح امّت جدّم . مىخواهم امر به معروف كنم و نهى از منكر نمايم » . اضافه بر اين ، افق خاصّ سياسى آن روز تا آنجا تيره بود كه حتى از ديدگاه افراد عادى ولى تيزبين هم پيش آمدن چنان حادثهء خونين يك امر مسلّم و حتمى بود ، چنان كه عبد الله عباس و ابن عمر اين حقيقت را آشكارا در همان مكه با حسين عليه السّلام در ميان گذاشتند . با توجه به اين گفتارهاى صريح و شواهد ، آيا بازهم در اين واقعيت مىتوان ترديد داشت كه حسين عليه السّلام از شهادت و پايان كار خود به خوبى آگاهى داشته و داراى هدفى مشخص و سياستى روشن بوده است ؟ ! بازهم حسين عليه السّلام از هدف سخن مىگويد يكى از موارد روشنى كه باز حسين بن على عليه السّلام با صراحت از هدف خود سخن گفت و پايان كار خويش را آشكارا بيان داشت ، هنگام وداع آن حضرت با قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود . در آنجا مىگويد : « يا رسول اللّه بابى أنت و امى لقد خرجت من جوارك كرها و فرق بينى و بينك و اخذت بالعنف قهرا أن ابايع يزيد بن معاوية شارب الخمور و راكب الفجور فان فعلت كفرت و ان ابيت قتلت فها أنا خارج من جوارك على الكره فعليك منى السلام يا رسول الله « 1 » ؛ اى رسول خدا ، پدر و مادرم فداى شما باد ! من از نزد تو جبرا خارج مىگردم . بين من و تو جدائى افكندند و مرا در فشار گذاشتند كه با يزيد بن معاويه بيعت نمايم ؛ همان يزيدى كه خمر مىنوشد و انواع گناهان را مرتكب مىشود . اگر بپذيرم و در برابر وى تسليم گردم در اين صورت كفر ورزيدم . و اگر بيعت نكنم مرا به قتل مىرساند . اكنون با كراهت از نزد تو بيرون مىروم و از مدينه خارج مىگردم و با حضرتت وداع مىكنم » . در اين گفتار كوتاه ، حسين عليه السّلام ابتدا فرزند معاويه را سخت نكوهش مىكند و انحرافها و ناپاكيهاى وى را بر مىشمرد و آنگاه مىگويد : مرا به بيعت با چنين فردى جبرا دعوت

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 14 .